...موزه ی عشق...

یک کاغذ سفید را ؛ هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی گیرد .... برای ماندگاری باید ؛ حرفی برای گفتن داشت ....

+ 18 دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید

:

1 – همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود.

2 – مدن زمان مکالمه تلفنی شما حداکثر 30 ثانیه است.

3 – برای مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

4 – در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5 – دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6 – جنسیت شما در موقع مصاحبه ی استخدام مطرح نیست.

7 - لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8 – ظرف مدت 10 دقیقه می توانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9 – همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند.

10 – اگر در 34 سالگی هنوز مجردید، احدی به شما ایراد نمی گیرد.

11 – رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12 – با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.

13 – وقتی مهمان به خانه شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14 – بدون هدیه می توانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید.

15 – می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.

16 – حداقل بیست را برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17 – ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18 - ... و بلاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد.

...
ادامه مطلب
نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
comment نظرات () لینک


+ 28 دلیل بسیار محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید

 :

1 – نام هر گل و زیبایی در طبیعت است را روی شما می گذارند.

2 – هنگامی که رنگ پریده و بیمار هستید با کمی وسایل آرایشی می توانید خود را زیباتر کنید و هیچ کس هم از شما ایراد نمی گیرد . ( کاری که بسیاری از آقایان مد روز یواشکی انجام می دهند )

3 – تمام شاعران ایران زمین در وصف گل روی شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروی شما را ستوده اند.

4 – مجبور نیستید سر کار بروید و پول یک ماه کار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبیا بخرید.

5 – به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید.

6 – عمرتان بسیار طولانی است.

7 – آنقدر حرف برای گفتن دارید که هرگز کم نمی آورید.

8 – همیشه یک عالمه دوست و رفیق ناب دارید و کمتر گرفتار رفیق ناباب می شوید.

9 – هرگز در حمام خود را گربه شور نمی کنید.

10 – بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی یا این حزب و آن حزب جلز و ولز کرده و کرکری می خوانید.

11 – ریش و سبیل ندارید که موقع آب خوردن قبل از خودتان سبیلتان آب بنوشد.

12 – عشق و هنر ابداع شماست.

13 – همیشه جوان تر از سنتان هستید و هیچ کس نمی داند شما چند ساله اید.

14 – از سن 9 سالگی به بلوغ عقلی و جسمی می رسید و حالاحالاها باید بدوند تا به پای شما برسند!

15 – بهشت زیر پای شماست.

16 – اگر موهایتان مرتب نبود یا وقت برای مرتب کردنشان نداشتید، با سر کردن یک روسری قضیه حل است.

17 – همیشه در کیفتان آینه دارید و موقعی که در سلف سرویس دانشگاه قورمه سبزی می خورید یک دانه لوبیا لابه لای سبیلتان جا خوش نمی کند.

18 – همیشه تمیز و نظیف و خوشبو هستید.

19 – به وزنتان اهمیت می دهید و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمی شود.

20 – همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید  که جز خودتان هیچ کس از جای آن خبر ندارد.

21 – مجبور نیستید از این خانه به آن خانه بروید و خواستاگاری کنید، مثل خانمها در خانه می نشینید تا دیگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و هدیه!!! از شما اجازه ی حضور بگیرند.

22 – می توانید موهایتان را بلند یا کوتاه کنید و هر نوع لباسی که دوست داشتید بپوشید از شلوار تا دامن... و هر نوع کفشی را بپسندید به پا کنید از اسپورت تا پاشنه سه سانتی و بالاتر.

23 – مجبور نیستید بارهای سنگین را جابه جا کنید یا تن به مشاغل سخت و پایین بدهید چرا که شما یک خانم هستید!

24 – حق تقدم با شماست.

25 – مرد از دامن شما به معراج می رود.

26 – هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و از فرط حسادت کبود نشده و خون راه نمی اندازید.

27 – نیم بیشتر صندلی دانشگاه ها را شما تصاحب کرده اید.

28 – ضعیف کش نیستید و دق و دلی رئیس اداره تان را در خانه خالی نمی کنید.

 

... و اگر خوب فکر کنید می بینید که صدها دلیل محکم دیگر وجود دارد که شما به زن بودن خود افتخار کنید.

 

البته بگما موارد 26 و 28 دروغه هااااا

...
ادامه مطلب
نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱۸
comment نظرات () لینک


+ فرشته بیکار

 

مردی خواب عجیبی دید.

او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند.

مرد از فرشته ای پرسید: (( شما دارید چکار می کنید؟))

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، جواب داد: ((اینجا بخش دریافت است، ما دعاها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسند به خداوند تحویل می دهیم.))

مرد کمی جلوتر رفت. باز دسته بزرگی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

مرد پرسید: ((شماها چکار می کنید؟))

یکی از فرشتگان با عجله گفت: ((اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم.))

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته.

مرد با تعجب از فرشته پرسید: (( شما اینجا چکار می کنی و چرا بیکاری؟))

فرشته جواب داد: ((اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب تصدیق دعا بفرستند، ولی تنها عده ی بسیار کمی جواب می دهند.))

مرد از فرشته پرسید: (( مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند؟))

فرشته پاسخ داد: (( بسیار ساده است، فقط کافیست بگویند: خدایا متشکریم!))

...
ادامه مطلب
نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٧
comment نظرات () لینک


+ عشق

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.  پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

ادامه مطلب ...

...
ادامه مطلب
نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٧
comment نظرات () لینک


+ میخ های روی دیوار

 

پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت. پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هر بار که عصبانی می شوی باید یک میخ به دیوار بکوبی.

روز اول، پسر بچه 37 میخ به دیوار کوبید. طی چند هفته بعد، همانطور که یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را کنترل کند، تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر می شد. او فهمید که کنترل عصبانیتش آسان تر از کوبیدن میخ ها بر دیوار است ...

بلاخره روزی رسید که پسر بچه دیگر عصبانی نمی شد. او این مساله را به پدرش گفت و پدر نیز پیشنهاد داد هر بار که می تواند عصبانیتش را کنترل کند، یکی از میخ ها را از دیوار درآورد.

روزها گذشت و پسر بچه بلاخره توانست به پدرش بگوید که تمام میخ ها را از دیوار بیرون آورده است. پدر دست پسر بچه را گرفت و به کنار دیوار برد و گفت : (( پسرم ! تو کار خوبی انجام دادی و توانستی بر خشم پیروز شوی؛ اما به سوراخ های دیوار نگاه کن، دیوار دیگر مثل گذشته اش نمی شود. وقتی تو در هنگام عصبانیت حرف هایی می زنی، آن حرف ها هم چنین آثاری به جای می گذارند. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون آوری، اما هزاران بار عذرخواهی هم فایده ندارد چون آن زخم سر جایش است. زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو خطرناک است.))

نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢۳
comment نظرات () لینک


+ سیزده نکته مهم زندگی و عشق از گابریل گارسیا مارکز

سیزده نکته مهم زندگی و عشق از گابریل گارسیا مارکز

یک: دوستت دارم، نه به خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

دو: هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

سه: اگر کسی تو را آن گونه که می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

چهار: دوست واقعی کسی است که دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

پنج: بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

شش: هرگز لبخند را ترک نکن،حتی وقتی ناراحتی. چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو باشد.

هفت: تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

هشت: هرگز وقت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.

نه: شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگذار باشی.

ده: به چیزی که گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

یازده: همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند. با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

دوازده: خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

سیزده: زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٩
comment نظرات () لینک


+ ...

به جای دسته گلی که فردا بر گورم نثار میکنی

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که شاید فردا بر مزارم بریزی

امروز با تبسم مختصری شادم کن

امروز که در نزد توام مرحمتی کن

فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

نویسنده : Bi neshan ; ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۳
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد