خیال

خیال

 

 

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک وزلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چه قدر کوچه ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج وملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت وماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه، با خیال تو بودنم حلال بود

 

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید