گلایه

گلایه

 

می خوام بازم بهت بگم شاید که باور بکنی

دنیای رویای منو تو نشکنی خراب خراب نکنی

 

می خوام گلایه بکنم شاید کمی سبک بشم

دردای چندین سالمو یه جا بگم راحت بشم

 

می خوام بگم حرفای تو برای من یه دنیا بود

اون قصه های رنگی تم برای من یه رویا بود

 

اما چرا شکستی تو اون خونه ی شیشه ای رو

گذاشتی من حس کنم اون حرفای تیشه ای رو

 

می گفتی تو نمی تونی بی من تو دنیا بمونی؟

اما تو رفتی و حالا درد منو نمی دونی

 

دوستت داشتم عزیز من با اینکه بی وفا بودی

رفیق نیمه راه من، بهار زود گذر بودی!

 

باد اومد و برد تو رو از دل من

اما چه زود این درد اومد یه جا تو قلب من؟

 

سنگینی حرفای تو هنوز رو سینه م می مونه

اون شعرای قشنگه تو هنوز تو قلبم می مونه

 

با اینکه اون بهار من خزون شده تو قلب من!

غنچه های قرمز عشق خشک شدن تو دست من!

 

می گم بازم منتظرم شاید که برگردی پیشم

بازم بگی اون حرفاتو من بشنوم اون همه رنگ

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید